خرید بک لینک
از خواب پریدم مثل خیلی دفعات دیگهحتی از اون دوران که سه چهار سالم بود و یادم میاد طعم خاص این پریدن ها پای دندونمه یه زمان صدای دستگاههای صنعتی یه زمان خواب هیولا و مرگ یه مدت خواب تصادف یه مدت خواب هوو و خیانت یه مدت خواب جا موندن از جلسه ازمون یه مدت دلشوره ی وسواس گونه برای آینده ی محمد بسته به شرایط و موقعیت زندگیم و افکارم هر بار یه خوابی می بینم گاهی چنننند وقت راحتم اما خدا نکنه از دستم در بره چند تا چای طی روز بخورم بعدش این میشه که الان ساعت دو و نیم میام پست میزارم یه جا که میتونه اینجا باشه باید اگاهانه تصمیم بگیرم برنامه ریزی و عمل کنم این حالت متوهمانه ی عجیب رو که طی روز یه جور و

برچسب: همینجوری,همینجوری, نویسنده: نیکی خوشنام تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:17

یه دوبلکس فول امکانات دیدیم تو سایت دیوار ( یکی از تفریخاتم دیدن عکس خونه ها تودیواره )

خوشگل و با حال

قراره با محمد بخریمش

من سه تومن محمد دویست تومن

یه میلیارد و پونصد و نود و شش میلیون و هشتصدش رو هم قراره خدا برسونه

یه چنین مامان بچه سرخوشی هستیم ما قربون خودمونم میریم

برچسب: خونه, نویسنده: نیکی خوشنام تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:17

به نام خدا سلاماگر زنده باشم و شرایط فراهم باشد دارم تست می زنم تست های آزمون اصلی تست هایی که یکسال هر روز مطالب مربوط به آنها را خواندم توی گرمای ساعت 2 تابستان از خانه بیرون زدم و با سختی های سرما و گرما و تفریحاتی که کمشان کردم سعی کردم خودم را برایش اماده کنم حالا خیلی نزدیکم به دو ساعت سرنوشت ساز زندگیم دوست دارم و می خواهم یک برگه بردارم و از الان تا ساعات آزمون را برنامه ریزی کنم دوست دارم بتوانم یکبار حرم بروم شاید هم صبخ روز آزمون بروم برای خودم عزیزانم و همه ی کسانی که زحمت کشیدیم و زحمت نکشیدیم دعا می کنم از خودم تشکر می کنم که هر چه پیش امد به همم ریخت اما متوقفم نکرد از خودم تشکر

برچسب: روز,دیگر,چنین,وقتی, نویسنده: نیکی خوشنام تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:17

به نام خدا سلام به دوستان مهربانان و دوستان جانهمونطور که من میام یواشکی وباتونو می خونم این احتمال وجود داره که شما هم قدوم مبارکتونو بزارید و تشریف بیارید وبم و اما بعد خدا رو شکر ازمون به خوبی برگزار شد و به فضل خداوند امیدوارم که نتیجه ی خوبی بگیرم اول ناامید بودم بعد با کلید ازمون امید وار شدم بعد خودم رو سرزنش کردم که چرا خب؟ چرا درستامو پاک کردم چرا اونایی گه بدیهی بود و بلد بودم رو نزدم اگه فلان و بهمان شه و قبول نشم چی خب الان میخوام اینجا بنویسم که اول از اون خدا رو شکر تو سرما و یخبندون دیروز مشهد تونستم به ازمون برسم دوم تو فضای نا مناسبی که بودم تونستم به سوالات جواب بدم سوم خدا ر

برچسب: شروعی,جدید, نویسنده: نیکی خوشنام تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:17

به نام خدا سلامامشب و امروزازان وقت هاست که باید نفس عمیق کشید خود را به خدا سپردو ارام خوابید رفته بودیم عیادت انقدر شر و ور شنیدیم بعدش هم انقدر شر و ور شنیدیم که حالمان گرفته بود گرفته تر شد و تعجب می کنم که اگر ما عزیزان هم هستیم به چه قیمتی راضی به این میشویم که با حرف و رفتا مان مهمانمان را بیازاریم این طور که میشود دلم یک اتق میخواهد دوراز هیاهوی همه دووووور ازعزیزانم انهایی که وقتی صادقانه با همه ی نا خوش احوالیو خستگی ام برایشان برای لبخند و برق چشمشان تلاش می کنم و به جای خندیدن با برخوردشان تلاشم را به بی انگیزگی می رسانند و ارزش نمی دانندش را که هیچی مهم نیست ندانند اما .... بی خیا

برچسب: سعیم,کنم, نویسنده: نیکی خوشنام تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:17

صفحه بندی